سيد محمد جزائري

335

نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري

گفته ; كه در يادداشتهاى شاگردش فتحعلى زند بر كتاب بياض - مذكور در صفحه 273 - ثبت شده . و از اشعار فارسى او است : ساقى امشب مدت هجران بپايان مى رسد * ساغر پر مى مهيا كن كه جانان مى رسد در بيابان بوى دل پيچيده است از هر طرف * محمل ليلى مگر از كشور جان مى رسد روز بازار وصال است و رواج نقد جان * مى پياپى ده كه پيمانه به پيمان مى رسد از پى تسخير ملك دل كه نزهتگاه او است * لشكر ديوانگى با ساز و سامان مى رسد سوره الماس باشد زخم عاشق را دوا * مژده بادا درد ( سيل ) اكنون بپايان مى رسد * * * و بر وزن قصيده مير فندرسكى و تتبع وى گفته : ديده دل در فراقش بحر طوفان زاستى * آن چنان بحرى كزان هر قطره‌اى درياستى روى آزادى نبيند در ميان بنديان * هر دلى كان در خم آن زلف عنبر ساستى چهره يا مهر جهان افروز يا ماه تمام * زلف يا مشك ختن يا عنبر ساراستى